برای کنگره بزرگداشت منوچهر آتشی بوشهر دعوت بودم .سینا برازجانی تماس گرفت از بوشهر که متاسفانه نتوانستم بروم دقیقا روزی بود که بایستی جمعاعتی از خبرنگاران را از طرف شورای راهبردی مطبوعات وخبر گزاریهای استان به بازدید خبری شهرهای بندر امام وماهشهر وهندیجان می بردم که دوروز ماندیم که اخبار وعکسها رادر وب روزنامک من بخوانید و در خبرگزاریهای ایسنا وایرنا و....
۲آذر ۸۸ هم مهمان شهر آغاجاری بودیم .جشنواره استانی شعر خوزستان با حضور شاعرانی از کازرون وسراسر خوزستان که تندیس جشنواره ولوح تقدیر را به عنوان برگزیده هدیه گرفتم .البته من معتقدم نگاه به ادبیات مقاومت دیگر نباید نگاهی به مانند دهه ۶۰ باشد .به ادبیات پایداری بایستی نگاهی متفا وت داشت .من سوالی دارم ؟آیا نباید از نگاه کودکی ومادری گفت که پدر وهمسر خود را ندیده است وهزار درد وبلای دیگر وجانبازی که نمی تواند از یک خیابان رد شود! پس ادبیات بعد از مقاومت چه می شود .!!؟؟ حماسه در بعد جنگ نیز جاری است .باید ازاین جاری گفت.این می تواند حرف خیلی ها با شد .هنر سفارش بردار نیست .وسفارش برای یک موضوع در باب شعر ویا داستان محلی از اعراب ندارد .واگر کسی هم انجام دهد برای صله ودرهم آن اثر از بعد هنری عاری است و................
در آخر اگر دوست داشتید سری هم به ادامه مطلب بزنید :
( همین فعل های نمی دانم کجا)
سرریز از متن
همین فعل های نمی دانم چی !
حر ف از گیسوان تو هم می شود .
وسایه هایی که شبیه هم نیستن .
شعر فقط می سوزد
در بی فعلی این جملات
تا اتو می کشی زبانم را در لوزی این حروف!
مخاطب بادمی شوم در متن .
سرریز ازنمی دانم چی /نمی خواهم
حالاشناسنامه ام مهر خورده است
با صدای بلند فکری کرده ام !
وماه پیراهنش را پاره در کوچه انداخته است.
جهان سرریز از متن / رو به اتمام است !
این خط این نشان /همین فعل های نمی دانم کجا!
حمید رضا اکبری (شروه)1388-آبادان
ادامه مطلب

