تبليغاتX
شر وه نوشته ها

شر وه نوشته ها

فرهنگی-ادبی- خبری -تحلیلی

                  (نزدیک می شوم همینقدر نز دیک به مرگ ) 

 

 

 

بند دور صدام

رنگ آینه را سرخ می زند

و نگاه تقویم سیاه !

می مکد خون زمین

کسی لای درختان باد می کند

بوی مر داد می پیچد

لای پیرهنم

من تحمل خودم نیستم

می خواهی باورکن / یا ....

باید جایی پیدا کنم در فردا

برای پریدن

چقدر بو بکشم مرگ

و این قاب لخت زندگی

تمام سیاره من!

رنگ تنهایی پراکنده بر اندامش !

از لهجه هایی نمی فهمم

خاک از دهانم می افتد

تا نزدیک می شوم

همینقدر نزدیک به مرگ !

 

                  حمید رضا اکبری شروه –اهواز -1386  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 11 AM  توسط حمید رضا اکبری( شروه )  | 

                                                  شکلی از مرگ

 

 

شب آمده بودو ماه نبود. باد برگهای درخت انجیر را تکان می داد ومی تکاند روی زمین وبه صورت آن دو که در ایوان روبروی هم نشسته بودن شلاق می کشید .

-         بجای زمینهایی که از خان خریدم بدینش من !دیگه اینجا موندن صلاح نیست

-         حرفهایش گزنده بود . نقل وقولهای خان را می کرد که پیش از این برای شنیدن حرف آخر فرستاده بودش وحاصلی نداشت . حا لا خودش پا پیش نهاده بود .

-         پیر مرد لا به لای زوزه باد آهسته چیزی گفت . هوارابوی خاک برداشته بود.

-         به خان قول داده بود بعد برداشت محصول آن هم به شرطی که مستر بماند .

سیاهی هار شده بود وهمه جا را مثل قیر پوشانده بود .کدخدا فانوس را برداشت .

نگاهی به سیاهه کج روی دیوار که سایه مستر بود انداخت توی ذوق می زد

پیرمرد خیالش را کرده بود .مستر بماند زمینهای بیشتری برای پدر زن مستر

می ماند . خوره زمین تمام وجودش را می جوید . از پشت سر چشم به مستر داد که قرار نداشت . وبه سیبی که در دست داشت لبخند می زد. اتاقهای پنجدری را طی کرد ندیدش . بعد مرگ زنش تمام تنها دلخوشی اش شده بود . به سمت سرداب       چرخید . ایران همیشه به آنجا پناه می برد وقتی چیزی دلش را می لرزاند .

پیرمرد می دانست دخترش هیچ وقت قبولش نبوده . پا به سرداب نهاد . پله ها را

یکی دوتا طی کرد . پایش رعشه گرفته بود . از پرتو فانوس سایه ای معلق روی دیوار شکل گرفت . عرق روی پیشانی اش نشست . فکرش را نمی کرد وگیج پس رفت .

 

                                  حمید رضا اکبری شروه – 1380                                                  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 9 AM  توسط حمید رضا اکبری( شروه )  | 

       ( پشت به خیمه ها فاصله توضیح می دهد )

 

 

دممام و سنج

اینجا تکیه محرم است

خط از همین جا آغاز می شود

وپشت به خیمه ها فاصله

توضیح می دهد :

چشم ها را بسته دوست دارد

دنبال سایه اش دراز می کشد .

دستم به بازوی کتل

نفس هام بر می خورند

در این بی کسی صدا

آقا !

توضیح هم بدهند

فاصله چشم هایش را بسته

در سایه ا ش دراز می خوابد

پاک نمی شود اما

رد خون

از این همه آسمان و سیاهی !

تکه تکه خودم شده ام

منتظرم اتفاقی

وماه بر دامنم می افتد..

 

                                            حمید رضا اکبری شروه –محرم 86  

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 8 AM  توسط حمید رضا اکبری( شروه )  | 

        (عاشورا با بوی تازه کمی  ریحان )

 

بنفش از مرگ انتخاب می کنی

 

و مچاله مهربانی ام

در دست اب !

ببخشید دسته های زنجیر زنی

در این کوچه بن بست می گذرند ؟

این گونه زنده ایم

زنگوله بر صدای خسته اسب !

دل بسته ماه

بر شیار بی چرخش زمین

دو بازوی بی پنجه

برداشته از طلوع خاک

عاشورا

وبوی تازه کمی ریحان       

 ( پشت به خیمه ها فاصله توضیح می دهد )

 دممام و سنج

اینجا تکیه محرم است

خط از همین جا آغاز می شود

وپشت به خیمه ها فاصله

توضیح می دهد :

چشم ها را بسته دوست دارد

دنبال سایه اش دراز می کشد .

دستم به بازوی کتل

نفس هام بر می خورند

در این بی کسی صدا

آقا !

توضیح هم بدهند

فاصله چشم هایش را بسته

در سایه ا ش دراز می خوابد

پاک نمی شود اما

رد خون

از این همه آسمان و سیاهی !

تکه تکه خودم شده ام

منتظرم اتفاقی

وماه بر دامنم می افتد..

 

                                            حمید رضا اکبری شروه –محرم 86  

 

  

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 8 AM  توسط حمید رضا اکبری( شروه )  | 

 حمیدرضا اکبری

الف). نيايش مردگ-خوراك : غذا و مشروب: )

تهيه خوراك( آشپزي) ، خوراك غالب اهالي و غذاهائيكه در هنگام عروسي و عزا و يا مهماني صرف ميشود. طرز خوردن غذا( روي ميز يا سفره بادست يا قاشق صرف ميشود؟) آش ، شوربا، ماهي ، نان، گوشت، حليم، پنير ، ماست، بلغور، كشك، قره قروت، دوغ، شيره، شراب، عدسي، لبو، يخني، لرزانك ، قاروت ، آجيل ، شيريني خانگي ، كلوچه ، ترشي، مربا، شربت، پلو و چاشني هايي كه تهيه مي كنند.

-
طرح كلي براي كاوش فولكلور يك منطقه

مطالبي كه از« فرهنگ توده» بايد مورد تحقيق قرار گيرد از اين قرار است:
زندگي مادي :
الف- وسايل اقتصادي
1-
زمين يا شهر: آب و هوا و طبيعت زمين براي برومند چه وسايلي به كار مي برند؟ طرز تهيه كود، برج كبوتر (كفتر خوان) . وسايلي كه براي پرورش جانوران اهلي و كشاورزي به كار مي رود .
وسايل آبياري زمين: قنات، رودخانه، گريز، جنگل و معادل آنها مرز بندي ، چير ، نگهبانان جنگل ، راه و جاده ها- پاسبان، امنيه، تمام شهر كه كشاورزي ، تجارتي و يا صنعتي است . سازمان راهها و جاده ها ، وسايل ارتباط و غيره.

2-
ساختمانهاي عمومي، مسجد، شهرداري ، دبستانها ، گردشگاهاي عمومي ، بيمارستان، زورخانه، قدمتگاه ، زيارتگاه، امامزاده، سقا خانه، تكيه، خانقاه، بتكده، گورستان، كليسا، جاهاي مهم و ديني . آثار باستان محل و افسانه هايي كه در باره آنها مي گويند :
(
منار سر برنجي در اصفهان- خاتون قيامت در شيراز-سنگ سياه در مراغه- سنگ شير در همدان ...) چگونه نگهداري مي شوند؟

پوشاك: جامه زنانه و مردانه. تراشيدن ويا گذاشتن قسمتي از موي سر( پاشنه نخواب كاكل) بافتن و يا بستن موي سر زن، جبه لباده، ردا، شال، ستره، پوستين ، عبا، دستار، شالمه، كلاه، عرقچين، شب كلاه ، دستكش ، جوراب ، پوزار، چارق، نعلين، گيوه، آجيده ، كمربند، تنبان، زير جامه، شلوار، آل خلق، سمبوسه، پيرهن، كلاغي، لچك، چادر نماز ، چاقچور، پيرايه ها، لباس كار، لباس پلو خوري، لباس جشن و عروسي و عزاداري . هركدام از قسمتهاي آن را شرح بدهند اسم مخصوص آنها به زبان بومي . طرز برش و دوختن لباس را نيز توضيح بدهند.

-
منزل: بطور كلي نقشه اطاقهاي مختلف را رسم كنند خوابگاه، ايوان، مهتابي ، آشپز خانه، مستراح، زير زمين، بادگير ، دالان، انبار ، استبل ، تنور، چاهك، آب انبار ، حوض، آب نما ، مصالحي كه در ساختمان به كار رفته تو ضيح بدهند. شكل وعده در ، پنجره، كلون در ، ارسا ورف را ياداشت كنند. پشت بام و زينت نماي خانه را تعيين نمايند و همين كار را براي خانه هائي كه به سبك گوناگون است انجام دهند ،
زيرا در يك ناحيه ممكن است چندين نوع خانه وجود داشته باشد . نقشه تقريبي حصار شهر ، خندق و قصرخان يا رئيس قبيله را با برج و بارو به پيوست اضافه كنند. در صو رتيكه گالي پوش است نقشه آنرا بدهند و هرگاه چادر نشين است ابه شرح داخل چادر را بدهد و خط سير گرمسير و سردسير قبيله را تعيين كنند.

-
اسباب خانه: ظروف چيني و شكستني، اسباب آشپزخانه: پاتيل، ديگ، كماجدان، ديزي، سه پايه ، آب كش، دست آس( آسياي دستي) چمچه، كفگير، ترازو، قپان، بخاري، كرسي، منقل، كلك، باديه، سيني، تاس، هاون، تشت، تاپو، آفتابه لگن، ابريق، سماور، لاوك، غربال، تغار، تله، آينه، قليان، جام چهل كليد، تنگ، مرتبان، كوزه خمره، كندو، ( مخزن گندم) شمعدان، مردنگي، پيه سوز، چراغ ، چراغ موشي، جار، غزابه، كپ، بستو، دوستكامي، افشره خوري ، اسباب رختخواب، بستر، پتو، شمد، متكا، زير گوشي، لحاف ، ملافه، تشك، ميز، صندلي، نيمكت، رختدان، خورجين، صندوق، مجري، سفره، نمد، قالي، زيلو، گليم، و غيره ...

-
وسايل حمل و نقل: پياده روي، چهار پايان باركش، چهار پاياني كه شير مي دهند و آنهايي كه به كشتار گاه فرستاده مي شوند. الاغ، گاو، اسب ، شتر، استر، ارابه ها: گاري ، سورتمه، تخت روان، دليجان، پالكي ، درشكه، دو چرخه ، چهار چرخه، قايق ف كشتي ، اتومبيل، راه آهن، توضيح بدهيد كه تا چه اندازه از اين وسايل استفاده مي شود.

***

ب- كار يا و سايل معيشت

كار در دهكده:
الف) براي خوراك شكار ، ماهيگيري، ( مواقع مجاز ممنوع) وسايلي كه به كار مي برند. چوپاني چرا گاه، پرورش چارپايان، كرم ابريشم، زنبور عسل، كشت گندم، برنج، جو، باقالا، لوبيا، ذرت، سيب زميني، انگور، ميو ها، پنبه، تنباكو، ترياك، زعفران، شاهدانه، كتان، ارزان.( اسم مخصوص آ لات خرمن و برنجكاري : پادنك- بوجار و غيره) عصاري ، سركه شراب اندازي . طرز نگاهداري غلات و ميوه ها ، غيره...
ب). براي تهيه لباس: چگونه پشم يا پنبه را ميريسند؟ نساجي دهاتي، ماشين بافندگي، خياط ، كفشدوز، پينه دوز، چرخ نخ ريسي، دوك و غيره....( منقال، برك، پارچه هاي ابريشمي)
پ). براي خانه: هيزم شكن، درود گر، چلينگر، آهنگر، بنا، سنگتراش، اسم افزار كار هر كدام از آنها قيد شود.
ه). براي مبادله: تجارت كوچك ده- جمعه بازار، دوشنبه بازار، چهار شنبه بازار و بازار دائمي .(تاخت زدن ، چانه زدن) بساط ها ، واردات و صادرات ( يوغ،خيش، بيل، كلنگ، كارد، افزار، گوني، بوريا ، جاجيم، گيوه ، كفش و غيره كه براي فروش ساخته مي شود) صنايع مخصوص محل.

-
وضع كار در شهر:
الف). زندگي كارگر: كارخانه ، كارگاه، بنگاههاي صنعتي ، كارگران و صنعتگران زن و مرو و بچه . تاثير پيشه روي زندگي اقتصادي و معنوي و اقتصادي ايشان.
ب). كارمندان: تجارت خانه ها ، مغازه هاي بزرگ، سودا گران، ادارات دولتي.
پ). پيشه وران كوچك شهر: خرده فروش ، دست فروش، عطار، درودگر، دلاك، سمسار، نعلبند، ....
ث). شغلهاي كوچك و طبقات مخصوص: مرده شور ، معركه گير، آخوند، گدا، كلاه بردار، دلال، چاقو كش، پرده داري، ولگردي، قلندري و درويشي، تفريحات، اصلاحات، اشعار و اعتقادات مخصوص، چاقو كشها و زندانيان، داشها و آدابو رسوم مخصوص آنها- پاتوقي كه جمع مي شوند و ترانه هايي كه مي خوانند . علامات مخصوص :
(
وصله لوطي:1- زنجير يزدي ، 2-جام كرماني، 3-چاقوي زنجاني، 4-پاشنه كش، 5-چپق سروته نقره، 6-كيسه توتون،7- شال جزه گره، همچنين در ويشهايي كه طومار ويا مثنوي مي خوانند) بوق ، تبرزين، كشكول...

).
تفريح و آسايش :
الف). مهمانخانه، كاروانسرا، چائي خانه، پاتوق : گفتگو ها و موضوعهاي عادي راجع به سلامتي؛ خوبي و بدي هوا؛ كارها حاصل زمين يا سياست . چيزهايي كه صرف ميشود: چايي ، قليان ، چپق، مشروب،شيره ، ترياك، چرس. سرگرميها: قمار، ورق، تخته نرد؛ آس؛ گنجفه؛ شرط بندي؛ معركه گير؛ نقال؛ شاهنامه خوان؛ بازار خوان؛ ره گوي؛ قوچ باز ؛ شعبده باز؛ حقه باز؛ لوطي؛ جنگ انداختن خروس؛ خرس باز، عنتري. كبوتر بازي( اصطلاحات) خيمه شب بازي ؛ پهلوان كچل؛ ساز زنهاي دوره گرد( اروميه) بند باز( آهنگ ساز ياداشت شود) تركه بازي در موقع عروسي( سميرم) و غيره...
ب). ورزشها: اسب سواري، الاغ سواري، شكار ، پياده روي، گويبازي، دو، كشتي، شنا، ( زورخانه) و غيره...
پ). خواب: ساعتهايي كه معمولا مي خوابند و بر مي خيزند.

***
پ- در آمد- تمول

-
محصول كار، مزد و انواع آن .بيكاري؛ پس انداز كارگران؛ منافعي كه از كشاورزان و يا سوداگري به دست ميايد ؛ زمين؛ خانه؛ سهام؛ خريدو فروش املاك؛ بهره كشي ما مورين دولت؛ حق چراگاه چوپاني مشترك؛ دروگر مشترك؛ ماليات؛ رباخواري؛ خوشه چيني ....

دارائي متقول: طرز بر آورد ؛ چگونه اندوخته نگهداري ميشود؟ شرايط بهداري و آسايش ؛ پرورش چهار پايان و آغلها.

-
املاك: املاك خالصانه، موقوفه وشخصي. خرده مالكين(چكنه) شرايط زندگي رعيت در هر كدام از اين املاك . مزدوري ؛ بيگاري. تقسيم آب؛ سهم رعيت. آيا رعيت روي ملك خريد و فروش ميشود؟ رفتار مالك نسبت به رعيت؛ سالارده ، طرز اجاره دادن باغ و خانه. ساختمانه و نگهداري آنها. كشت كاري در باغ و مزرعه. ديمي كاري                                                                                                                زندگي معنوي:
الف)- زبان : لهجه ها و زبانهاي بومي :
مطالعه زبان عادي محل ، اسماء ذات و معني ؛ اسم شب ؛ افكار فلسفي جادو گري و مذهبي ؛ مختصات زبان ؛ اصطلاحات، مثلها؛ تشبيهات؛ استعارات؛ زبانهاي فني ؛ زبانكده ساختگي؛ :(زرگري- مرغي) زبان داشها: زبان مذهبي و زبان عوام-( اسم اعضاي بدن اسم جانوران اهلي و درندگان و آلات كشاورزي را به زبان بومي ياداشت كنند و اختلاف همين لغات را بطور دقيق با الفباي صدادار لاتيني بين اهالي شهر و دهكده هاي اطراف بسنجند و تعيين كنند).
افسانه هايي كه راجع بااسامي خاص و يا امثال وجود دارد:( خونسار در اصل: (خون ساريان بوده، يا سمسيرم در اصل: سام آرام، بوده چون در موقع لشكر كشي سر درد سام در آنجا آرام ميشود- سرسام؟) سحر بيان قدرت كلام.
اهميت سجع و قافيه در جملات . لغات ممنوع كه نبايد به زبان آورد. لغات حفظ كننده و فرمولهائي كه در موقع دعا با ورد خواندن( بسم الله كه بگويند جن و غول و شياطين ميگريزند . قسم ها به خدا ، سيبيل، شاه چراغ، سوي چراغ، تيغ آفتاب، بركت، لغات انشاالله، بسلامتي...
دشنام: رو بكوه سياه، مرده شور، تعارفات، و القاب، پيرشي، خدا قوت، زاغي ، خر گردن، خاله كو كومه، لغت نحس «سيزده» كه بجايش «زياده» ميگويند و غيره...)
***

ب- دانش عوام

1-
علم توده راجع به اشياء و موجودات:
الف). نجوم، ساختمان، زمين، و ستارگان، نفس كشيدن زمين( نفس دزده و آشكارا) . زمين روي شاخ گاو است . فصلها: چله تابستان، چله زمستان، ( چله بزرگ ، چله كوچك، چار چار سرما، پيرزن، سرما لوطي كش...) هفت طبقه آسمانو زمين( توي هفت آسمان يك ستاره ندارم!) خورشيدو ماه( خورشيد زن و ماه مرد است ،افسانه آن) ستارگان، خسوف و كسوف ( اودها ماه را در دهان خود مي گيرد بايد تت زد و شليك كرد تل ماه را رها بكند) ابر، آسمان غره، باران، برق، تگرگ، قوس قزح، تير شهاب، چشمه ها، كوه قاف، زمين لرزه، كهكشان، تشبيه دنيا به تخم مرغ، طلوع و غروب آفتاب، ( زنبوركخانه، نقار خانه)

ب). ساختمان انسان: پيدايش انسان، آدم آبي ،( آدم = آه + دم) . تاريخ طبيعي انسان و نوادهاي بشر ، تشريح، اعضاي بدن، هفت اندام: ( دو دست و دو پا دست و شكم و آلات تناسلي) علامات بدن ( ماه گرفتگي ، خال ،كك و مك ...) موه ( پريدن موه) ناخن، موي سر، رگو پي، غده ها، سق(سق سياه) چاقيو لاغري (تاثير گاو دارو ،موي گربه، نال قلم) بادهايي كه در بدن مي ريزند عطسه،سكسكه، خميازه ، طبقه بندي مزاجها:( گرم و سرد و ترو خشك) دندان 120 سالگي بيماريها و درمان آنها.

پ). سنگ شناسي و معادن: سنگها و سنگهاي قيمتي : ( عقيق، الماس، فيروزه، ياقوت، مهره مار، ...) خاصيت آنها. فلزات: روي ، آهن، طلا، نقره، جمجور، مس، خاصيت و افسانه راجع به آنها . نمك موميايي و غيره...

ت). گياه شناسي: گياها، بته ها، درختها، ميوه ها، دانه هاو خاصيت آنها ، خربزه، سياه دانه، اسفند، برنج، ريواس، انار، مهر گياه ، .... گل محمدي ، گل زبان پس قفا، درختهايي كه محترم هستند ( درخت مراد) . ترسانيدن درخت ميوه براي اينكه بار بياورد . بريدن درختهاي كهنه گناه دارد. عروسي نارنج( شيراز).

ث). جانور شناسي: گزندگان، خزندگان، پرندگان، چارپايان، درندگان، خاصيت و افسانه مربوط به آنها : خر خاكي ، كار تنك، ماهي سقنقور، غريب گز ، موريانه، قورباغه ، جغد، مرغ حق، ابابيل، گنجشك، هما، كچل كركس، حاجي لك لك، اسب ، ميمون، شتر، كفتار ، سگ، خرس، گرگ،...( گربه از دماغ شير افتاده، قاطر و بوزينه و لاكپشت نفرين شده و مسخ گشته اند . فيل پادشاه هندوستان بوده ، ببر بقدري خود پسند است كه ماه را بالاي سر خود نمي تواند ببيند و غيره) . تفال و تطير از حركت و يا آواز از جانوران . جانوراني كه محترم شمرده مي شوند : شپش، كبوتر، چلچله، مار خانگي، خروس، علت آن؟

ج). گاه شماري و هواشناسي و اوزان و مقادير: روزها ، ماهها، فصلها، پيشگويي سالهاي خوب و بد ، پيشگوئي هوا( خشك يا باراني) . جشنهاي روستائي: نوروز، جشن سده، ( در كرمان) مراسم ماه ديدن. و زنها( كليه، پيمانه، نگاره و سنك براي آب ) مقياس طول( گز ، جريب، ديد زدن.) زمان( شبگير ، پگاه، خروس خوان، پاس، آفتاب زردي....)

2-
علم پيشينيان و موضوعهاي تاريخي: تاريخ( ماده تاريخ: تير خوردن شاه شهيد) ياد بود سالهاي خوب و بد ( فراواني يا خشكسالي . براي سال قحطي 88 گفته اند : اي سال برنگردي ، به مردمان چه كردي، زنها را شلخته كردي، مردها رواخته كردي ، دكانها را تخته كردي ...) ياد بود بلاها و ناخوشيها: ( سال و بائي ، مشمشه اي) ، زلزله، قحطي، طغيان، آب ، زمستانهاي سخت: (بسال هفتاد، برفي بيفتاد، بحق اين پير، بقد اين تير!) آتش سوزي ، ياد بود جنگها، كشمكشها، انقلابات، ( مطلع اين ترانه كردي از ويران شدن مزگت ها و كشته شدن آتش ها حكايت مي كند : هاوار، مزگان رمان، آتران كووان.) اشخاص افسانه اي ،پيران، ( پورياي ولي) و پهلوانان باستاني: ماقبل تاريخ شرح افسانه آميز آن . آثار عجيب.

3).
رسانه هاي فنون توده: تقويم عاميانه: سالنامه ها، كتابهاي طبي، يا قديمي، نزهة القلوب، عجايب المخلوقات، حيات الحيوان، فرس نامه، كتابهاي بيطاري، اسكندر نامه، قصص الانبيا، كتاب الملائكه و غيره.

***
پ- حكمت عاميانه

1-
فلسفه توده: روح ، ماده ،جان، زندگي و مرگ، زندگي پس از مرگ، تناسخ، اعتقاد به جاندار بودن اشياء بيجان؛ شخصيتهاي اساطيري:
(
همزاد از ما بهتران، شاه پريان، بختك، جوج و ماجوج، غول بياباني، دوا لپا، اودها، هاروت و ماروت ، سيمرغ، خرد جال، نسناس، عوج بن عنق) روح طبيعت، روح مردگان، سايه( سايه زندگي) و مردگاني كه رو حشان روي زمين برمي گردد، احضار ارواح، خدا، گرداننده چرخ، قضا و قدر ، مسئله خير و شر، شيطان( قدرت شيطان: تخم نام بسم الله حلول ،شيطان در بدن مرده ،شب گداي زن شيطان است) فرشتگان، جنها، پريان، شكل آنها، و كارهايي كه از ايشان ساخته است. روز قيامت ، پل صراط . قسمت( قسمت را سيمرغ هم نميتواند بهم بزند. افسانه آن) . آنچه روي زمين هست در دريا هم هست. كوچك شدن نواد انسان نزديك روز قيامت . بند از بالا نبرد، بند از پيش خدا نبرد.( باصطلاح شيرازي ته بند را جويد= خودكشي كرد. سر بند را ول كرد= مرد) . گل بي عيب خداست . هر كس يك ستاره رو آسمان دارد.

2-
جامعه شناسي واخلاق عاميانه. زندگي اخلاقي، امثال و حكمي كه درباره استفاده شخصي يا گذشت و پشت پا به مال دنيا وجود دارد تكاليفي كه به عهده بشر است ، افتخار ، دليري، بيوفايي دنيا، ترقي، خوشبختي، خود خواهي ، زر پرستي، ولخرجي، نظر عوام راجع به كار و در آمد . عدالت اجتماعي ، نظم يا بي نظمي در اخلاق و عادات . خوبي و بدي ، وطن پرستي، بشر دوستي، احترام به خويشاوندان، .(كليد بهشت زير پا ي مادر است . خدا كوهي را به موئي مي بخشد. هر كه دهن مي دهد روزي هم مي دهد . دروغگو كله كلاهش سوراخ دارد. مرده دستش از دنيا كوتاه است، هفتاد بيفتاد، خدا ميان گندم را خط گذاشته . زن كاري مردكاري تا برگردد روزگاري. آدم پولدار سر سيبيل شاه نقاره مي زند. آدم پول داشته باشد كوفت داشته باشد!)
خرده گيريهاي عوام :( همه ماهها خطر دارد بد ناميش سفر دارد . شب چهرشنبه يكي پول گم كرده يكي پول پيدا كرده) .

3-
كتابهاي مربوط به اخلاق و امثال: مجمع الامثال، كتاب:« امثال و حكم» تأ ليف مرحوم دهخدا و غيره.


***
ت- هنر شناسي

1)-
هنرهاي زيبا توده: نقاشي، منبت كاري ، سنگتراشي: خاتم سازي، قلم زني مس و نقره ، چشمه دوزي، گل دوزي ، قلاب دوزي، منجق دوزي، زر دوزي، قالي بافي، و پارچه هاي ابريشمي- افزارها: ظروف، قلمدان، لباس ها، ساختمان خانه، تزيين، جواهرات، تصوير ها، -
هنر: آواز موسيقي( وزنها و مقامهايي كه بكار مي رود). صدا- شاهنامه خوان- قاري. آلات موسيقي، چغانه، سرنا، كرنا( قره ني) ، ني انبان ، تار ،كمانچه، دهل، چگور، انواع رقصها، ( آهنگ آنها) رقصهاي تنها و دست جمعي ( چوبي) .

2)-
ادبيات توده: مثلها، متلكها، معماها ، لغزها، ( چيستان: دم داره و نم داره، ديگي به شكم داره، ما سيلي با او داريم، او ميلي به ما داره = گرما به) دو بيتي ها، فهلويانت، تقليد از زبان جانوران، ترانه ها، آوازه ها، قصه ها،( متل- راز) . حكايات راجع به جانوران . افسانه ها( گوهر شب چراغ، جابلقا و جابلسا).
تاتر و نمايشهاي توده: ( تقليد، پهلوان كچل، خيمه شب بازي) تعزيه. آهنگ ضربي زبان و آوازه ها ، تصنيف هاي عاميانه ، كتابهاي تفريحي توده ( رمز حمزه حسين كرد، امير ارسلان، چهل طوطي، اسكندر نامه، شنگلو منگل، خاله سوسكه، خسرو و ديوزاد، كلثوم ننه، بهرام و گلندام، عاق والدين وغيره) ، رمانهاي پهلواني ، طومارهايي كه در قهوه خانه مي خوانند . ترانه هايي كه به مناسبت بازگشت پهلوان يا رئيس قبيله يا سرباز بشهر ياده خود سروده اند، يا در مرثيه پهلوان كشته شده گفته اند. اشخاصي كه اين اعار را نوحه خواني مي كنند (آتون= آخوند زن) قصه هاي جادو وديوو پري .نقالي؛ مرثيه در مرگ اشخاص سر شناس اشعاري كه به مناسبت عيد نوروز خوانده مي شود


***
ث- زندگي اسرار آميز (جادوگري عوام در جستجو قدرت)

1).
جادوگري:

الف). جادو گر، گدا، مرتاض، كيمياگر، درويش، چوپان و ماما، قدرتي كه به آنها نسبت مي دهند. خانواده جادوگر و پيروان او. محل اجتماع آنها، مثلا سر گذر ، چهار سو يا اين كه گوشه نشين ويا دورگرد هستند.

ب). افسون و گداز- اعتقاد به افسون، چگونه افسون مي كنند؟ وسيله دفع آن. دنبه گذار و انواع آن : ( آدمك مومي ،موش زنده، يا روشن كردن شمع در قبر ...)

پ). زهرها و نوشداروها: زهر دارو( براي نابود كردن رقيب). مهر دارو( براي توليد عشق و محبت)، داروي بيهوسي ، پاد زهرها، كتابهايي كه از آنان استفاده مي شود: ( اسرار قاسمي، مجمع الدعوات و غيره) ، مهره مار، مهر گياه، افسانه آنها. طلسم سفيد بختي و سياه بختي. ( گذاشتن نعل در آتش). باطل سحر( قلياب سركه) . چله نشستن.

ت). تسخير جانوران: مارگير، رام كننده گرگ ويا درندگان، براي دفع جانوران زيانكار: ساس، غريب گز، موريانه، موش، گراز، و غيره چه وسايلي بكار ميبرند؟ طلسم سن، طلسم عقرب، ماربست.

ث). ارواح نيك كار و زيانكار: مار صاحبخانه، پرستو، خروس سفيد، مرغي كه كارد را بروي آنها حرام ميكنند؛ گربه سياه، احضار ارواح؛ تعويذ و دعاها؛ عقيقه. حمامهاي جني، دره ها و تپه هاي جني؛ خانه هاي جن زده.( سايه وسايه زدگي؛ شب نبايد در آينه نگاه كرد ...)

ج). روي گردانيدن جادوگر: چگونه و چطور جادوگران به شكل گرگ يا غول و يا جانوران در ميايند؟ چرا جادوگري نكبت مياورد؟


2).
پيشگوئي:

الف). فال گيران زن و مرد ؛ خواب گو؛ خواب نما شدن و تعبير خوابها- پيشگوئي ا ز روي نخود ؛ كف دست؛ سرب يا زاج آب كرده ؛ لرد قهوه؛ پيشگويي از روي ستارگان ؛ منجمين؛ رمالي .
ب). جامزن؛ جن گير؛ آيينه بين؛ طرز پيشگويي آنها و اشياء گمشده اي كه پيدا مي كنند.
پ) .كساني كه چشمه آب يا گنج و يا معدن را پيدا مي كنند.


3).
تفال خانوادگي براي گشايش كار و درمان بيماري ها:

الف). تفال از اشكال اشياء ( سلام كردن و جستن آب در گلو) بد قدم و خوش قدم؛ قدم سبك و سنگين؛ عطسه؛ خميازه؛ سق سياه؛ نفوس؛ خيرو شر ؛ استخاره؛ فال حافظ؛ آمد و نيامد. مواقع و چيزهاي خوش شگون و بد شگون ؛ چشم زخم ؛ چشم شور؛ احترام به چراغ ونمك؛( آب و نمك مهر فاطمه زهر است) سيبيل؛ گيس؛ ( گيس بريده) آفتاب و نان. تخم شكستن؛ اسفند دود كردن؛ شرح آن. سوزاندن يك تكه نخ از لباس كسي كه چشمش شور است. دود كردن به شكل ماچه الاغ . بخت گشايي؛ نذر پسر؛ ( عقيقه، حيدري) ، نزله بندي( بوسيله ني و ابريشم هفت رنگ) ، نوبه بندي، آش ابودردا؛ سمنو؛ شله قلمكار؛ حلوا؛ خشت چهر شنبه سوري. براي گشايش كار : سفره سبزي؛ ( در كرمان) . آجيل مشگل گشا؛ سفره بي بي سه شنبه؛ احضار خواجه خضر ؛ سفره فاطمه زهرا ختم اميرالمومنين ؛ سفره بي بي حور و بي بي نور. سنجي شكن؛ ( در مازندران).

ب). دعا ها و يا آدابي كه براي كار و يا شگون انجام ميگيرد: آداب مسافرت( دعا، حلقه ياسين، اقرايي، آش پشت پا ...) ، شروع بكار جديد ، خريد، پي ريزي، ساختمان خانه قرباني ( قرباني درخت خرما در كرمان) . مراسم رخت نو بريدن، ناخن گرفتن، ماه ديدن، دندان افتاده و موي سر ، نذور نياز، ( درخت خواجه خضري)

پ). دعاها و افسونهايي كه براي حمايت از شر دزد يا آفتها و ناخوشيها به كار ميرود:
(
آية الكرسي ) طلسم، دعا، انگشتر و اشيائي كه براي حمايت با خود دارند: ( نظر قزباني ، ببين و بترك، هفت مهره ، چشم بابا قوري ، دندان ببر، نمك تركي، سم آهو ، كجي آ بي و غيره) . شهر يا خانه اي كه طلسم ميشود( به تير اطاق مي نويسند گشاده باد به دولت هميشه اين در گاه، بحق اشهدان لااله الا الله- بارالهي كم مگردان چند چيز از اين اطاق: نان گرم و آب سرد و قليان چاق.)

4).
جشنها و افسونهاي كشاورزي

الف). افسون گاه شماري جشنها و مراسمي كه در موقع معين سال با زندگي روستايي انجام ميگيرد: ( جشن سده ، نوروز، شب چله) و اغلب مراسم مذهبي در دنباله آن بجا مياورند. روز اول سال( تبريك، عيدي ، سفره هفت سين) چهرشنبه آخر سال ( چهر شنبه سوري در آذربايجان، پريدن از روي بته آتش ، نيت، قاشق زني، چشم چين، شكستن كوزه ...) آتش افروز( لباس مبدل، آوازها) عيد قربان( شتر قرباني) ، قتل ابن ملجم و عمر ،27 رمضان، 13 صفر ،13 نوروز، شب شام غريبان ، شب قدر، شب برات، چهرشنبه آخر صفر و ماه رمضان( كلوخ اندازان) ، عيد غدير ( مولودي، تشت زدن و آوازهايي كه ميخوانند) ماه ها و روزهاي بد يمن و خوش يمن.

ب). مراسم گذرنده- مثلا براي آمدن و بند آمدن باران ( براي بند آمدن باران مي گويند: اجلا، مجلا، بحق شاه كربلا، بحق نور مصطفي، بحق گنبد طلا، ابرو ببر كوه سياه ، آفتاب بيار بشهر ما.) مصلي، نماز، جماعت.

مذهب عاميانه در جستجو الوهيت

1-
خداشناسي عاميانه خدا و فرشتگان:

الف). خدا و اشكال انساني كه به خود ميگيرد.

ب). ارواح طبيعت ، آنهايي كه در آبها و جنگلها و يا سنگها مسكن دارند.

پ). ارواح آن دنيا ، فرشتگان و ديوان جنها و شياطين.

ت). ارواح مردگان، روح و مراتبي كه طي مي كند ثواب كاران و گناهكاران.

ث). آن دنيا ، بهشت، برزخ، زمهرير، دوزخ، پاداش، شكنجه، نيستي پس از مرگ( كسي از آن دنيا با تيموز بر نگشته!
2-
پرسشهاي عاميانه:

ان پس از دفن ، نگاهداري قبرها ، موقوفات، بازديد گورستان
. ادعيه و مراسم ساليانه كه انجام مي دهند. ارواحي كه روي زمين بر مي گردند چگونه آنها را تسكين مي دهند؟ چگونه روح نياكان خود را راضي مي كنند؟

ب) . پرستش ارواح طبيعت : خورشيد ، ماه ، ستارگان، چشمها، سنگها( قدمگاه) ، درخت ها ( درخت مراد) مراسم خرافاتي از مراسم مذهبي تفكيك شود.

پ). پرستش امامزاده و مقدسين (پير): عقيده مردم نسبت به آنها ، زيارت ضريح و حدودي كه امامزاده پرستش مي شود تعيين كنند. دخيل بستن به ضريح و نيت ( پارچه قفل) اشياء مقدس : تصوير ، خرقه، جانماز.معجزات آنها امامزادهايي كه از يكديگر ديدن ميكنند،( نور باران) نذرها، قربانيها، عقيده عوام راجع به ظهور حضرت صاحب .( علامات و پيش آمدها؟)

ت). آدينه و روزهاي جشن و سوگواري چگونه برگزار مي شود؟ سوگواري ها و مراسم آن : ( دسته و علاماتي كه بر مي دارند ، سينه زن، زنجير زن، شاخ حسيني، روضه خوان، تعزيه خوان، نخل، تكيه حجله قاسم، تنور خلي.)

ث). براي آمرزش: زيارت( خانه قيامت) مراسم آن ( چاوش) ، سبك شدن استخوان؟ سوغات (كفن متبرك، تربت، تسبيح ...) در موقع بروز خشكسالي ، زمين لرزه و ناخو شيها ي واگير دار. ( مصلي ، نماز جماعت) .

3-
ميانجيان بين خدا و انسان:

الف). شاه ، رئيس قبيله، ريش سفيد، آخوند ده حاكم و كدخدا- قدرتي كه بهبودي ناخوشيها يا تغيير هوا را به آنها نسبت مي دهند. عقيده مردم در باره آنها. درجه احترامي كه براي آنها قائلند ؟
القاب و القاب هجو آميز ، ترانه ها و مثلهايي كه درباره ايشان وجود دارد :( باسه كس سودا مكن: مال جدم، لاتكلم، ورمنه-كدخداي شهر كه مرغابي باشه، در اون شهر چه رسوائي باشه!)
ب). قوانين شرعي و قبيله اي كه به قدرت خود باقي است: حد زدن، تنبيه زنان بدكار، ( آنها را با سر تراشيده وارانه سوار الاغ ميكنند و در شهر ميگردانند) شمع آجين، سنگساران، گچ گرفتن. آلات شكنجه: (كند،زنجير، تازيانه،بخو، داغ و درفش، زندان ...) قسم دادن و شرايط آن. خريدن نماز و روزه وحج . صدقه پاك كردن گناهان .

4).
رساله هاي مذهبي، كتاب دعا، شرح زندگي مقدسين: جودي، زاد المعاد، پيشگوئي، شاه نعمت الله تعبير نامه هاي خواب فالنامه ها و غيره ....

زندگي اجتماعي
پيوند هم خوني : خانواده

1-
خويشي و زناشوئي زن: صيغه عقدي ، هوو، سفيد بخت وسياه بخت، تعدد زوجات. جاهايي كه فقط يك زن مي گيرند ، بردگي، روگشائي و روگيري برسم محلي. قدرت و فرمانروايي زن در بعضي از ايالات . كارهايي كه به عهده زنان است . زن كارگر و روستا. بزك.( هفت قلم آرايش، بند انداختنو سمه جوش...)
پيرايه ها: ( گوشواره، النگو، سينه ريز، شكوفه ، انگشتر، ...) منافعي كه از زناشوئي در نظر مي گيرند.

2-
عادات مربوط به سن هاي مختلف و مواقع باريك زندگي : شب پاسي( در گيلان) بخت گشايي شب شش( اسم گذراندن، انتخاب اسم) ختنه سوران، بچه كورزا- كور مادرزاد. وجه فرزندي برداتن ( مراسم از يخه پائين انداختن بچه). خواهر خواندگي ، برادر خواندگي.

الف). تولد و بچگي- زن آبستن( چله بري ، قفل كردن شكم، بچه خورده ويار ، پيشگويي كه بچه پسر يا دختر است). زن زائو ، پرهيز، براي دفع شر و نظر زدن ، آل ، جلوگيري از خطر آل. چيزهايي كه براي زن آبستن غدغن است .ماما، زايمان، كاچي غيغناغ. فرق پسر و دختر ( پسر در خانه را باز مي كند و اجاق را روشن ميكند و زني كه پسر بزايد گوهر شكم است). بريدن بند ناف ، حمام زايمان، روشن كردن شمع در اطاق بچه ، پيرهن قيامت، قنداق، گهواره،ننو، جلوگيري از چشم شور. خوابانيدن بچه لالائي . شير دادن و مراسم از شير گرفتن بچه . وسايلي كه براي زياد و يا كم شدن شير بكار مي برند (شيرزا، شنبليله ....) راه افتادن بچه( آلت مخصوص روروك.) عروسك، جغجغه، بازيهاي بچه:( چيشتان، ني ني، جوجو، غاغاليلي، پيشي ...) ترانه هايي كه مادران و دايگان براي بچه ها مي خوانند . دندان در آوردن بچه ( آش دندوني) ، بيماريهاي بچه و طرز درمان آنها : ( بچه غشي، بيوقتي شدن، كچلي ، سياه سرفه، سرخك، سالك، زگيل، چشم درد ، باد سرخ....) جوشانده ها و داروهائي كه بكار ميبرند.

ب). پرورش: رفتار پدر و مادر نسبت به بچه - كتك زدن، ترسانيدن( از لولو خورخوره) مدرسه، مكتب خانه، معلم سر خانه، بازيهاي بچه ها : ( دوز بازي، الكو دولك، اكردوكر، گرگم بهوا، ماچالس و غيره را شرح بدهند.)

پ). خواستگاري ك نامزد كردن بچه هاي كوچك ، شيريني خوران، ربودن نامزد در بعضي ايلات . شرايط خواستگاري، آداب مخصوص آن ، طرز قبول يارد پيشكشها، نامزد بازي، رونما، انگشتر، جشن( ترانه ها).

ت). عروسي استخاره، ساعت خوب و بد، حمام عروسي و دامادي ، وسيله انداختن مهر عروس به دل داماد ، دعوت عقد، خطبه، پشم روشني، مراسم عقد ( آينه بخت، سفره جلو عروس و چيزهايي كه در آن مي گذارند) حركت از خانه پدري ،تفأل ، شليك تفنگ، شاباش، ساق دوش آوازهايي كه در عروسي خوانده مي شود . زير لفظي، شب عروسي، حجله عروس، پا تختي.

ث). خانه- روابط زن و شوهر . مادر شوهر ، روابط با خويشان. هجو مادر شوهر. ج). آداب نشست و برخاست- طرز سلام، برداشتن كلاه، دست دادن، جملات عادي كه رد و بدل مي شود( اقر بخير) . زماني كه از جانور يا چيز مكروهي گفتگو مي شود( گلاب به روي شما) ! مهماني و طرز پذيرائي . سفره انداختن و خوراكي هايي كه صرف مي شود. شوخي ها براي تفريح( شاهنامه خواني) . چرت بعد ظهر تابستان. خداحافظي.

چ). آمد و شد با همسايه- صحبتهاي دوستانه . برخورد، شب نشيني، شب چره، درد دل، كمك در موقع سختي و ناخوشي . حضور در مجلس جشن يا عزاداري...

ح). سستيها و بيماريها- ناتوانايي و پيري( احترام به پيرها: بركت خانه) بيماريها: ( نوبه، مخملك، باد، ثقل، غمباد، زردي، ...) حكيم باشيهاي زن و مرد- تشخيص مرز. داروهايي كه بكار مي برند : ( پر سياوش، باديان، پرزوفا، سنبل طيب...) حجامتي ( زالو، باد كش). شكسته بند . دلاك دوره گرد( كشيدن دندان) ناخوشيها و زخمهاي واگير دار : تراخم ، سفليس، خوره، سياه زخم، اغتقاد عوام نسبت به آنها و طرز پرهيز.

خ). مرگ- نشان مرگ: جانكندن( مرده ثواب كار و گناهكار ) .پيرايش مرده: ( بستن چشم و دهن) سوزانيدن شمع در اطاق مرده - شب زنده داري -گوشت و شربت و حلوا كه در اطاق مرده مي گذارند- آيا پنجره ها را مي بندند ؟ يا روي سطل آب و آينه را مي پوشانند ؟ عزاداري خانه مرده خورها ، رفتن هفت قدم دنبال تابوت، مرده شور( سدر، كافور) قبرستان، پاشيدن خاك روي مرده، پاشيدن آب روي قبر ، مجلس ختم.
عزرائيل ، نكيرو منكر ، جريدتين، كاسه المعفو ،نگ لحد، مرده هائي كه به امانت مي گذارند. اماكن مقدسه( ملك نقاله) . شب چمعه مرده ها آزادند ، آيا به ديدن خويشان خود مي روند؟ رابطه بين استخوان و روح ( گوشت هم را بخرند استخوان هم را دور نمي ريزند)
عزاداري لباس مخصوص، مدت عزاداري، پرستش اموات، بازديد قبر و خطاب به مرده ، شب هفت، چله، سر سال، سوزانيدن شمع، خرج دادن و خيرات براي مردگان

*** 
پرونده محرمانه فولكلور

ترانه ها، متلكها، قصه ها و مثلها، فحشها، نفرين ها. رابطه بين عاشق و معشوق- رابطه زناشوئي- رندي و قلندري ، فاحشه خانه ها، زندگي شهواني. بيماريهاي مقاربتي و طرز درمان آنها.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 9 AM  توسط حمید رضا اکبری( شروه )  | 

داستانک

 

                                   ( برام بزن)                          

 

 

  خمیازه کشید و ولو شد روی تخت . آسمان داشت گرفته می شد .

 - اگه تماس بگیره براش میزنم !نمی دونم صداشو درک می کنه !

   تلفن که زنگ خورد ، کوشی راٍ با دست چپ برداشت .

-         خانومی فقط برام بزن ! هیچی نگو حال وحوصله حرف ندارم .

گوشی را روی میز نهاد وتار را برداشت و نزدیک گوشی برد و چپ وراست زخمه زد . آسمان باریدن گرفت . تلفن خش خش کرد . زخمه آخر که  روی سیم سرید سیم پاره  ماند .

 

 

                                              حمید رضا اکبری شروه – اهواز

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 8 AM  توسط حمید رضا اکبری( شروه )  | 

                                             

                                 

 

      آدم زرنگ یه جا نیخوسه که اوزیرپاس بره

Adome zereng ya ja nikhaoseh kea o zire pas bereh

آدم عاقل جائی نمیخوابد که آب زیر پایش برود

ü      آدم دوروگو ی مچس واز ایبو

Adom doro go zi moches vaz eibu

آدم دروغگو زود دستش رو میشود

ü      آدم خش مامله وامردم شریکه

Adome khash mameleh va mardom serkeh

آدم خوش معامله شریک مال مردم است

ü       آدومنه اس ایکنه   Adomneh as eikoneh

آدم را عذاب میدهد

ü      آسیو به گیه  Asiyao be gyeh

آسیاب به نوبت است

ü      آسمو قرمنشت  Asemu ghoromnesht

شیر گوسفند تازه زائیده که غلیظ است

 

برخی از ضرب آسمان قرمبه (رعد)

ü      آساره به زمینه  Asare be zemineh

ستاره اش روی زمین است

ü      آرمونم ایوراهه Armunom eivera he      

آرزویم به ثمر میرسد

ü      آش ولاشس کرد  Asho lasheskerd

اوراتیکه پاره کرد

ü      آقز گوسیل  Agoxe gusiyal

ü      آدم زرنگ یه جا نیخوسه که اوزیرپاس بره

Adome zereng ya ja nikhaoseh kea o zire pas bereh

آدم عاقل جائی نمیخوابد که آب زیر پایش برود

ü      آدم دوروگو ی مچس واز ایبو

Adom doro go zi moches vaz eibu

آدم دروغگو زود دستش رو میشود

ü      آدم خش مامله وامردم شریکه

Adome khash mameleh va mardom serkeh

آدم خوش معامله شریک مال مردم است

ü       آدومنه اس ایکنه   Adomneh as eikoneh

آدم را عذاب میدهد

ü      آسیو به گیه  Asiyao be gyeh

آسیاب به نوبت است

ü      آسمو قرمنشت  Asemu ghoromnesht

آسمان قرمبه (رعد)

ü      آساره به زمینه  Asare be zemineh

ستاره اش روی زمین است

ü      آرمونم ایوراهه Armunom eivera he      

آرزویم به ثمر میرسد

ü      آش ولاشس کرد  Asho lasheskerd

اوراتیکه پاره کرد

ü      آقز گوسیل  Agoxe gusiyal

شیر گوسفند تازه زائیده که غلیظ است

 

ü      آدم زرنگ یه جا نیخوسه که اوزیرپاس بره

Adome zereng ya ja nikhaoseh kea o zire pas bereh

آدم عاقل جائی نمیخوابد که آب زیر پایش برود

ü      آدم دوروگو ی مچس واز ایبو

Adom doro go zi moches vaz eibu

آدم دروغگو زود دستش رو میشود

ü      آدم خش مامله وامردم شریکه

Adome khash mameleh va mardom serkeh

آدم خوش معامله شریک مال مردم است

ü       آدومنه اس ایکنه   Adomneh as eikoneh

آدم را عذاب میدهد

ü      آسیو به گیه  Asiyao be gyeh

آسیاب به نوبت است

ü      آسمو قرمنشت  Asemu ghoromnesht

آسمان قرمبه (رعد)

ü      آساره به زمینه  Asare be zemineh

ستاره اش روی زمین است

ü      آرمونم ایوراهه Armunom eivera he      

آرزویم به ثمر میرسد

ü      آش ولاشس کرد  Asho lasheskerd

اوراتیکه پاره کرد

ü      آقز گوسیل  Agoxe gusiyal

شیر گوسفند تازه زائیده که غلیظ است

  برخی از ضرب المثل  های رایج میان طایفه بابادی قوم بختیاری

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 8 AM  توسط حمید رضا اکبری( شروه )  | 

                                (   علیمردان بی بی مریم هم کاری نمی کند )

  

حالا بی بی مریمی می خواهید

ما همانی نیستیم که بودیم

تا نریزن ما را به رودخانه کارون

آبمان می کند شعله باران

شاید از خاک گندم بیرون بزنیم

میان ورقهای آینده گم می شویم

علیمردان بی بی مریم هم کاری نمی کند

خداحافظی سرازیر است

در چشمانمان !

وشهادت را بالا می رویم از جلجتا !

من برای پایان گرسنگی

یک لحظه هم ندارم ....

 

 

                                                حمید رضا اکبری شروه –دیماه 86  

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 8 AM  توسط حمید رضا اکبری( شروه )  | 

مطالب قدیمی‌تر