برگزیدگان ادبیات داستانی خوزستان در سال ۱۳۸۷ طی مراسمی معرفی شدند :
مصطفي مستور، داستاننويس و مترجم ادبي، در اين مراسم با بيان اين كه داستان به زندگي نظم و انسجام ميدهد، گفت: در حالي كه همه ما زندگي ميكنيم داستاننويس تاثير خود از زندگي را در داستان نشان ميدهد و نگرش متفاوتي با ديگران دارد. داستاننويس امكاناتي براي فهم آدم در زندگي , حرفهايي ميزند و دريافتهايي دارد انسانها در زندگي معمولي به آنها توجه نميكنند. او در تمام جوانب زندگي رسوخ ميكند.
وي ادامه داد: در داستاننويسي فرض بر اين است كه نويسنده همه رموز شخصيتها را ميبيند و در اندرون ذهن نفوذ و كاوش ميكند. او وقتي درباره شخصيتي مينويسد پردهاي از زندگي شخصيت برميدارد اما نويسنده هر قدر هم كه صحنهاي را توصيف كند باز نميتواند مثل عكاس واقعيت را نشان دهد و هر قدر كه بنويسد كمتر همه ابعاد و واقعيتها را توصيف ميكند.
اين داستاننويس ضمن انتقاد از شيوه داستان نويسي امروزاظهار كرد: وقتي شخصيتهاي داستاني حرف ميزنند دقيقا آن گونه هستند كه در واقعيت ميشنويم و اين ديالوگ منطبق با ديالوگهاي واقعي هستند در حالي كه اينها بايد پالايش شوند تا فقط بخشي از ديالوگ كه مربوط به داستانپردازي است را در داستان ببينيم.
مستور با اشاره به اين كه ما اساسا نميتوانيم واقعيتهاي زندگي را به شكل كامل بنويسيم، گفت: اين كار جذاب نيست و فايدهاي ندارد. اگر بعضي از بخشهاي داستان برجسته يا كمرنگ شوند، داستان كسالتباري به وجود ميآيد. اين امكانپذير نيست كه تمام واقعيات را بنويسم ولي براي خلق واقعيت داستاني در واقعيت زندگي دخالت ميكنيم. داستانهاي همينگوي به گونهاي است كه گويي همينگوي با ضبط صوت تمام حرفها را ضبط كرده و نوشته است.
او بيان كرد: واقعيت را نميتوان نوشت. پس اين موضوع كه داستاننويسْ شخصيت را به شكل كامل ميشناسد و رفتارها و گفتارها و ذهن و روح او را ميشناسد به گمان من از چند منبع ميآيد. يكي از اين منابع دقت در زندگي ديگران و احساس همدردي با آنها و درك آن احساسات در حد امكان است و لازم نيست نويسندهاي كه در مورد يك قاتل يا يك سيگاري مينويسد خود آن ويژگيها را داشته باشد. ساختار ذهني انسان اساسا به گونهاي است كه قادر به درك تمام واقعيات نيست و هميشه پارهاي از آگاهيهاي يك نفر براي ديگري ناآگاه هستند.
به اعتقاد مستور: براي اين كه نويسندهاي وجه شخصيتي را بنويسد بايد بخش سايه شخصيت را علاوه بر بخش روشن آن بگويد. نويسنده بايد به گونهاي داستان را روايت كند كه نشان دهد شخصيت داستان حرفهاي زيادي براي گفتن دارد اما همه آنها را نميتواند، بگويد. اين عامل به نويسنده كمك ميكند كه بخش سايه شخصيت را نشان دهد چون ما در داستان نميتوانيم بخش سايه را نشان دهيم.
اين داستاننويس تصريح كرد: تفاوت داستاننويس ايراني با داستاننويسان ديگرجوامع در اين است كه آن جوامع از چالشهايي عبور كردهاند و در ساحتهايي هستند كه در آنها رويدادهايي قابل وقوع هستند. مثلا در داستانهاي 70 سال پيش در ايران كه بحث طلاق جدي نبود اين مساله را در داستانها نديديم ولي امروزه اين جنبه را در داستانها ميبينيم.
وي اضافه كرد: متاسفانه نويسندههاي ما به شناخت آدمها اهميت نميدهند و آن گونه كه بايد نمينويسند. نويسندگان بايد به گونهاي بنويسند كه به آينده بپردازند و چند سال آينده را ببينند چراكه داستانهايي كه فقط به امروزميپردازند پس از مدتي ميبرند اينها در چارچوب جامعه خود هستند و نميتوانند واقعيتهاي آينده را خلق كنند. اين مشكل نوشتن است كه با احساس برخورد ميكنيم. اين شيوه نگارش باعث ميشود كه تاريخ مصرف كتابي با آمدن كتابهاي بعدي بگذرد و آن كتاب به بايگاني راكد ادبيات برود. همچنين محدوديت نويسنده در زمان باعث ميشود كه داستانهاي وي برد موثري نداشته باشند و اگر نويسندهاي خود را به اين ملزومات ملزم كند و خود را به آدمها نزديكتر كند كار موثري ميكند.
در ادامه ناصر چناني، سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهواز، گزارشي از همايش شعر ارايه كرد و گفت: حدود 1600 اثر از 185 شاعر از سراسر استان به دبيرخانه چهارمين همايش شعر ارسال شد. اين اشعار در دو بخش آزاد و كلاسيك با دو موضوع انقلاب و آزاد داوري شد.
او در خصوص همايش ادبيات داستاني نيز اظهار كرد: 150 اثر با دو موضوع آزاد و ديني و آييني به دبيرخانه اين همايش رسيد و
اين آثار مورد گزينش، داوري و ارزشگذاري هشت داور قرار گرفتند.
هيات داورانْ برگزيدگان بخش ديني و آييني سومين همايش ادبيات داستاني خوزستان را به ترتيب حروف الفبا و بدون
رتبهبندي به اين شرح معرفي كرد:
" خانههاي وارونه : نوشته حميد اباذري ازآبادان،
معاش : نوشته حميدرضا اكبري(شروه) از اهواز برای خواندن داستان من لطفا کلیک کنید:
http://zagrosstory.blogfa.com/post-169.aspx
نه اسبها نه سربازها به هيچ كس نگو : نوشته بهاره اله بخش
محمد رسولالله : نوشته خليل رشنوي از انديمشك
تشمال :نوشته غلامرضا شيري
هيات داوران در بخش آزاد " دامدار " نوشته سنا نصاري از آبادان و " كجال " از محمدباقر عفريان و " نگاه كن شتر " نوشته سعيد شعباني از اميديه را شايسته قدرداني دانست.
برگزيدگان اين بخش نيز بدون رتبهبندي عبارت بودند از:" گره " نوشته پيمان آغاجري از اميديه، " فصل چيدن انار " نوشته آزاده بهروزي از اهواز، " مهمان خوانده " نوشته پگاه شنبه زاده از ماهشهر و " طعم شور عرق " نوشته ساناز فرزي به از اهواز.
ادامه مطلب